پرواز بر فرازآشیانه فاخته؛ رویای واقعی در تئاتر رویاها با کریک
به گزارش فوتبال ۳۶۰، در سینمایی معروف «حرامزادههای لعنتی» با کارگردانی تارانتینو و بازی کریستف والتز و برد پیت، صحنهای تاملبرانگیز رقم میخورد. وقتی برد پیت در نقش ستوان و مامور مخفی آمریکایی در عملیاتی علیه نیروهای نازی شکست میخورد و به دست سرهنگ لاندو، کارآگاه سرشناس آلمانی و معروف به شکارچی میافتد. ستوان آمریکایی خودش را بازنده میداند و امیدی حتی به ادامه زندگی هم ندارد چون فرد مقابلش را به بیرحمی و شدت میشناسد و انتظار نرمشی از سوی لاندوی آلمانی ندارد. در همین حال لاندو به او پیشنهادی عجیب میدهد؛ پیشنهادی که زندگی ستوان آمریکایی و حتی ماموریت شکست خورده او را نجات خواهد داد. او برای باور کردن این موقعیت دچار تردید است و به طرف مقابل و در پاسخ به پیشنهاد غیر منتظرهاش میگوید: «ما یک داستان شنیدیم که خوب میشد اگر حقیقت داشت اما ندارد!» لاندو پاسخی به یاد ماندنی به او میدهد و میگوید: «در برگههای تاریخ، گاهی اوقات سرنوشت از راه میرسد و دستانش را باز میکند»، کنایه از اینکه سرنوشت تو را با مهربانی در آغوش میگیرد. آنها باخته بودند، بد هم باخته بودند. آبرویشان پیش بزرگ و کوچک لیگ برتر انگلیس رفت. سقف رویاها روی سرشان خراب شد. کم کم داشتند برای تامین هزینههای متداول هم به دردسر میافتادند و داغها پشت سر هم بر پیشانی پرافتخارترین تیم تاریخ لیگ برتر انگلیس مینشست و هیچ چیز از این بدتر نبود که هیچ کورسوی امیدی به چشم نمیخورد. به چشم بر هم زدنی، از نگرانیهای مداوم سیستم بازی آموریم رها شدند، سیتی را بدون گل خورده شکست دادند، آرسنال بزرگ و مدعی را در خانهاش زمینگیر کردند و حالا سومین پیروزی متوالی منچستریونایتد با هدایت مایکل کریک رقم خورده. گویا سرهنگ لاندو در فیلم مورد نظر را میبینیم. او به هوادار خسته منچستریونایتد نگاه میکند و میگوید؛ گاهی سرنوشت از راه میرسد و دستانش را برایت باز میکند. آنها، سکونشینان اولدترافورد حتی اگر واقعی هم نباشد، دوست دارند این رویا را باور کنند؛ با مایکل کریک به اوج خودشان برمیگردند و دوباره شکوه به تئاتر رویاها بازمیگردد. حال منچستریونایتد خوب است، این بار باور کن!
تحول غیرمنتظره

در هر ۳ بازی با هدایت کریک حداقل ۲ بار دروازه رقبا را باز کردهاند و رقیبان بازیهای گذشته یونایتد در فاز دفاعی تیمهای قابل قبولی بودند و از همه مهمتر به آرسنال ۳ گل آن هم در ورزشگاه امارات زدند. منچستریونایتد در ۶ بازی قبل از آمدن کریک، فقط یک باردر جریان مسابقه بیشتر از یک گل وارد دروازه حریف کردو. تحول بزرگ بعدی در حال خوب بازیکنان است. ظاهرا شوک تغییر مربی جواب داده و ستارههای منزوی و مورد انتقاد منچستریونایتد، میخواهند در این کالبد جدید عقدهگشایی کنند و این کار را به بهترین شکل ممکن انجام میدهند. شاید اگر راشفورد و گارناچو هم در این تیم بودند، امروز همراه با کاسمیرو، دالو و دیگران خنده بر لب داشتند و میتوانستند از موهبت تحول غیرمنتظره در تیمشان بهره ببرند. منچستریونایتد از دروازه با سنه لامنس باکیفیت و هوشیار تا خط حملهای آتشین در درخشش ساقهای امبومو و کونیا لبخند میزند. شاید برای هواداران منچستریونایتد شیرینترین لبخند از آن برونو فرناندس باشد. او پیش از این هم همواره بهترین بود و در بالاترین سطح میدرخشید اما به خاطر سطح سابق تیمش، فرصت لبخندی طولانی نداشت. حالا یونایتد در دره چهارم جدول ایستاده و برای رسیدن به لیگ قهرمانان فصل آینده و دوباره بزرگ شدن مدعی است. شیاطین سرخ خیلی سریع تحول را پذیرفتند و به ندای برخاستن مایکل کریک پاسخ مثبت دادند. همه آنها در بهترین فرم خودشان هستند و این تلنگر و کنایهای برای روبن آموریم برکنار شده به نظر میرسد.
خوب نگاه کن آقای آموریم!

کاسمیروه در دوران آموریم به شدت تحت فشار بود و شایعه رفتنش به لیگ عربستان در هر پنجره نقل و انتقالاتی سر و صدا به پا میکرد. حالا سر و صدای درخشش او را میشنویم. در دوران آموریم، امیدش برای سفر به ایالات متحده در تابستان پیش رو در حال رنگ باختن بود. دالو بهتر از قبل بازی میکند. مگوایر به ثبات بیشتری رسیده است. مارتینس میدرخشد و امثال هالند را مهار میکند. دیالو با سرعتی بیشتر در حال پیشرفت به نظر میرسد و برایان امبومو تبدیل به یکی از خطرناکترین مهاجمان لیگ برتر انگلیس شده. ششکو با گلزنی آمیخته است و ماینو نه تنها جایی نمیرود، بلکه در حال پیشرفت است. حالا شاید بتوان آموریم را پیدا کرد و در چشمانش خیره شد و گفت: خوب نگاه کن آقای آموریم! اینها همان بازیکنان سابق تو هستند. تیمی مدعی قهرمانی داشتی و سطح رویاهایش را تا رسیدن به یک رقابت اروپایی و حتی در برههای تا ماندن در نیمه بالایی جدول تنزل داده بودی! سماجت روی یک سیستم بازی کار دست آموریم داد. این برنامه خوبی برای بازی در لیگ برتر انگلیس نبود و شاید آموریم هم مرد میدان درخشش در آوردگاهی به پیچیدگی و دشواری لیگ برتر نباشد.
بیم و امید

تحلیلها درباره ثبات نتایج یونایتد زیاد است و این تعدد تحلیلها، دامنههایی از بیم و دشتهایی از امید را در برمیگیرد. برخی میگویند فقط یک شوک موقت خواهد بود و برخی دیگر پاسخ میدهند؛ شوک موقت نمیتواند منجر به بردن آرسنال صدرنشین در خانهاش شود. برخی مدعی هستند اگر قرارداد او دائمی شود مثل سولسشائر، درخشش و تواناییهایش هم رنگ میبازند و بعضی دیگر جواب میدهند. حتی سولسشائر هم در دوره کاری موقتش به این اندازه موفق نبود. هر چه هست، زمان معلوم میکند آیا مایکل کریک همان ناجی مورد نظر منچستریهاست و یا این یکی هم موفق نمیشود روی نیمکت بماند. با این حال باید به سکونشینان تئاتر رویاها حق بدهیم به کریک دل ببندند! برخی از هواداران متعصب و قدیمی منچستریونایتد، شخصی مانند او را برای جانشینی فرگوسن میخواستند؛ با جزئیات دقیقی از همان ویژگیها. جوان، ایدهپرداز، بریتانیایی، منچستریونایتدی و شاگرد فرگوسن است. حالا به مخالفان ایدههای خودشان نگاه میکنند و میگویند؛ تماشا کردید؟ حق با ما بود. مربی منچستریونایتد باید این ویژگیها را داشته باشد! تیم در ادامه فصل برنامه مناسبی دارد و میتوانند دستکم تا چند هفته به ادامه روند خوب نتایج امیدوار باشند و از این فرصت به دست آمده و این آغوش باز سرنوشت برای هر چه بیشتر لبخند زدن بهره ببرند. شاید این هم موقتی باشدو پس باید قدر لحظهها را دانست و منچستریها این روزها ترجیح میدهند در لحظه زندگی کنند؛ لحظهای که با درایت مایکل کریک تبدیل به بهترین لحظهها از زمان خداحافظی سر الکس فرگوسن شده است.
*حسین سعیدی نیکو

