تحقیر بیانکونری در سواحل مدیترانه؛ کمر بانوی پیر شکست
به گزارش فوتبال ۳۶۰، رطوبت بر جای مانده در شهر از بارشهای زمستانی، استانبول را شبیه به ورزشگاههای سرزمین چکمه کرده بود. حال و هوا آشنا مینمود و یوونتوس باید از سد تیمی برخاسته از لیگی بگذرد که فقط آب و هوای کشورش تا اندازهای شبیه به ایتالیا به نظر میرسد. آمدند تا همه چیز را در خاک ترکیه به نتیجه برسانند. شاگردان اسپالتی میخواستند هیبت بیانکونری را به رخ سوپرلیگ ترکیه بکشند و از این سفر کاری، پس از رقم زدن یک برد قابل قبول، بهرههای توریستی هم ببرند. در تدارک فراموشی شکست مقابل اینتر و دورتر شدن از رویای دور رسیدن به قهرمانی در سریآ بسر میبردند اما همه چیز بر سراشن آوار شد. زلزله ۵ ریشتری استانبول، تار و پور بیانکونری را در هم پیچید. ایدهها، انگیزهها، چشماندازها، رویاها و آرزوها و اهداف کوتاه و بلندمدت، همه در شبهای سخت و سنگین با لایههایی از غبار پوشیده میشوند و برای مدتی در وادی فراموشی آرام میگیرند. یوونتوس در شب مشوش و پر از ترس و نگرانی ورزشگاه خانگی گالاتاسرای آرام گرفت. رشد و ترقی لیگ ترکیه به صورت ایتالیاییها برخورد میکرد. یک گل، نه، ۲، ۳، ۴ و باز هم نه، آنها ۵ گل دریافت کردند. قصد داشتند کار را در خانه حریف یکسره کنند اما حریف این ماموریت را از بانوی پیر ربود و کاری برای دیدار برگشت هم باقی نگذاشت. کمر بانوی پیر شکست و یوونتوس با سیلی محکمی به خانه برمیگردد تا درباره همه ایدههایش بازنگری کند؛ از بنیانها فلسفی همیشگی باشگاه تا تک تک نیروهایی که در رقم خوردن این فضاحت بزرگ دست داشتند. درباره تاثیر شکست تلخ شب گذشته یوونتوس همینقدر کافی است بگوییم؛ حتی اسپالتی هم در امان نیست!
رشد سوپرلیگ
زمانی نه چندان دور فقط بازیکنان نزدیک به تاریخ انقضای کیفیت را از تیمهای بزرگ به خدمت میگرفتند تا خاطرهای با نامی بر جای مانده از گذشته درخشان آنها در دفتر خاطرات خودشان داشته باشند. حالا زمانی دیگر را تجربه میکنیم. ویکتور اوسیمن را دارند. او با ناپولی همین یوونتوس را ناکام گذاشت. سوپرلیگ ترکیه بزرگ شده و میتواند نه تنها برای برد، بلکه با جسارت در هم کوبیدن یکی از بزرگترین نامهای تاریخ فوتبال اروپا پیش برود. گالاتاسرای فقط یک تیم باشگاهی از سوپرلیگ نبود. برنده دیدار پر از حادثه شب گذشته، نشانی از خط و نشان ترکیه برای همه کشورها داشت. ترکیه زمانی توسط سبزنشینان قاره مترقی پس زده میشد و حالا در میدان مستطیل سبز در حال جبران است. همه عقدهها گشوده شد. نه فقط ایتالیا، بلکه تمام اروپا صدای این انفجار ۵ گله گالاتاسرای را شنیدند. رشد سوپرلیگ ترکیه، بینندگان بازی یووه و گالاتاسرای را خیره میکرد. بزرگتر شدهاند و دیگر نمیتوان فوتبال ملی و باشگاهی ترکیه را در سطح دوم قاره سبز به شمار آورد. این تیم و این کشور، حرفهای بسیار زیادی در دنیای مستطیل سبز دارند. اگر این مقدمه باشد، باید بابت متن اصلی این ارائه نگران بود.
بانوی پیر و خسته
شبی را در مقابل اینتر با هر حرف و حاشیهای به تلخی سپری کردند و شبی دیگر خیلی زود از راه رسید تا تلخی دوچندان را به کامشان بریزد. رونالدوی ماجراجو را خریدند و نشد. تیاگو موتای ایدهپرداز و خوشفکر را به خدمت گرفتند و نشد. مربی عوض کردند و باز هم نشد. ستارههای جوان را در راس اولویتها گذاشتند و باز هم نشد.. این بار باید بگویند اسپالتی را هم آوردیم و دوباره به این فعل تلخ و تکراری این سالها رسیدیم؛ باز هم نشد! بانوی پیر، دیگر فقط پیر نیست. این نام خسته و مکدر از نشدنها، شب گذشته شاهد در هم کوبیده شدن همه آروزهایش بود. همه رویاها فرو ریخت. اصل و اساس ایدهها در هم شکست. دیگر حق دارند به همه چیز، حتی به نیروهای وفادار خودشان هم شک کنند. تردید درباره بنیادیترین ویژگیهای یوونتوس هم میتواند در دستور کار قرار بگیرد. باید خراب کنند و از نو بسازند. یووه بیشتر از این نمیتواند دردها را بپذیرد. نام و تاریخ باشگاه این اجازه را نخواهد داد. پرچمهای بزرگ و رقصان تورین به این مجموعه قدیمی گوشزد میکند باید به خودش بیاید. امیدی به بازگشت در دیدار برگشت وجود دارد؟ شاید خوشبینترها بگویند بله ما یوونتوس هستیم و برمیگردیم. با این حال واقعبینها، نگرش دیگری دارند. ضربه گالاتاسرای کاری بود و بر جان بیانکونری نشست. لیگ قهرمانان این فصل نه به صورت قطعی اما به شکلی ضمنی برای یوونتوس تمامشده به نظر میرسد. باید برای آینده کار کنند و برنامههای خودشان را برای جلوگیری از فجایع دیگر مورد بازبینی قرار دهند. رطوبت بر چهرهشان نشسته و تداعی آب و هوای ایتالیا را نمیکند. این بار رطوبت از آب و هوا نیست و از اشک برخی از هواداران یوونتوس است. تا ترکیه آمده بودند و هرگر چنین شکستی را در تخیلشان هم نمیدیدند.
*حسین سعیدی نیکو



